خانه > نی نی یاری > شعر و قصه

شعر و قصه

شعر کودکانه ، شعر دندون ، شعر دندون برای بچه ها،

شعر دندون برای بچه ها

شعر دندون را به  بچه ها یاد بدهید و با زبان شعر م بهداشت و مراقبت از دندان ها را به آنها بیاموزید. شعر دندون برای بچه ها آی بچه بی دندون نرو سراغ قندون نخور زیاد شیرینی که خواب بد می بینی خواب یه کرم گنده که دندوناتو خورده …

ادامه مطلب ...
شعر کودکانه ، شعر برای بچه ها ، شعرهای کودکان

شعر کودکانه بچه های شیرین زبان

شعر کودکانه بچه های شیرین زبون  ما کودکانیم شیرین زبانیم مثل قناری آواز می خوانیم در کودکستان شادیم و خندان چون گل که دارد جا در گلستان خوبیم و باهوش حرف می کنیم گوش نمی کنیم هیچ چیزی فراموش گفتار ما خوب رفتار ما خوب باشد همیشه هر کار ما …

ادامه مطلب ...
2

شعر کودکانه مورچه

  تو مثل نقطه هستی سیاه و ریز ریزی ولی باید بدانی برای من عزیزی برای دیدن تو کنارت می نشینم کمی خم می شوم تا تو را بهتر ببینم همیشه صبح تا شب فقط مشغول کاری تو خیلی دانه حتماً میان لانه داری دلت می خواهد الآن بیایی روی …

ادامه مطلب ...
شعر کودکانه بهار ، شعر برای بچه ها

شعر کودکانه بهار برای بچه ها

شعر کودکانه بهار برای بچه ها خبر خبر خبردار گل آمده به بازار یکی، دو تا، نه ، ده تا نه ده، نه صد، چه بسیار به برف و سرما گفته برو خدا نگهدار خبر خبر شبانه درخت زده جوانه دوباره بر سرش بست شکوفه دانه دانه به روی شاخه …

ادامه مطلب ...
قصه برای کودکان ، قصه برای بچه ها

قصه برای بچه ها، پلیس جنگل

اردکها هر وقت دلشون می خواست می پریدند توی آب برکه ،و آب رو کثیف و گل آلود می کردند و به حق بقیه ی حیوونا که می خواستن آب بخورن اهمیت نمی دادن. زرافه ی مغرور که به خاطر قد بلندش می تونست برگهای بالای درختارو بخوره ،بارها و …

ادامه مطلب ...
ترانه کودکانه عمو نوروز، دانلود شعر کودکانه عید

ترانه کودکانه عمو نوروز چرا

نی نی یاری:  ” کلیپ ترانه کودکانه عمو نوروز چرا ” یکی از بهترین ترانه های  شاد و کودکانه عیدانه است که تقدیم به همه کوچولو های نازنین می شود.   فصل بهاره      عید دوباره باز عمو نوروز برامون عیدی میاره   برای دانلود کلیپ لینک زیر را کلیک کنید …

ادامه مطلب ...
dT6aAn6jc

داستان برادر کوچولو

یک روزوقتی نرگس کوچولو از خواب بیدارشد مادرش را ندید.به جای مادر،مادربزرگ داشت توی آشپزخانه چای دم می کرد.نرگس نگران شد.بغض کرد و با گریه گفت:«مامانم کجاست؟من مامانم را می خوام.» مادربزرگ با مهربانی جواب داد:«عزیزم ، گریه نکن.مامانت رفته بیمارستان فردا میاد برات یه داداش کوچولوی ناز و قشنگ …

ادامه مطلب ...