خانه > Tag Archives: شعر برای مهد کودک (page 4)

Tag Archives: شعر برای مهد کودک

شعر مهد کودک ، مادر بزرگ خوبم

آی قصه قصه قصه نون و پنیر و پسته مادربزرگ خوبم پهلوی من نشسته موی سرش مثل برف سفید و نقره رنگه لپهای مادر بزرگ گل گلی و قشنگه عینک او همیشه سواره روی بینی شیشه عینکش هست بزرگ و ذره بینی وقتی که مادر بزرگ قصه برام می خونه …

ادامه مطلب ...

ترانه کودکانه شیر مفیده

شیر تا بخوای مفیده مانند برف سفیده کامل تر از این غذا کسی تا به حال ندیده شیر ما رو خوشحال می کنه قوی و خوشحال می کنه اگه تو شیر بنوشی هرگز مریض نمی شی شیر بخور همیشه یک شیشه، دوشیشه اگر نخوری اون می خوره یه روز تو …

ادامه مطلب ...

ترانه کودکانه خداحافظ، مهد من

از مهد کودک که داریم میریم ما آموخته ایم مشق و حساب و زبان خداحافظ مربی خوب من در خاطرم هستی همیشه با من ای مهد من ای مهد عشق و رویا هستی همیشه جاودان پیش ما خداحافظ ، خداحافظ، خداحافظ، مهد من منبع : سایت خاله لیلا

ادامه مطلب ...

شعر کودکانه بهار

چه قدر بهار قشنگه آسمون آبی رنگه هدیه فصل بهار گل های رنگارنگه گل اومده فصل بهاره سرما دیگه فکر فراره دیدنیه دامن صحرا خورشید خانم طلا می باره پرنده ها شاد و سبکبال رو شاخه ها لونه می سازن پر می زنن رو سبزه و گل ببین چقدر خوشگل …

ادامه مطلب ...

شعر کودکانه جشن تولد

جشن تولد تو ای نازنین مبارک غنچه ی ما گل شده همگی بگین مبارک ان شا الله صد ساله شی شمعاتو روشن کنی همه با هم بخونیم قشنگ ترین مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک بادکنک های رنگی چه بچه زرنگی چه کادوهایی به به عجب روز قشنگی کیک و براش …

ادامه مطلب ...

ترانه کودکانه ابر

  ابر ابر ابر ابر اومد کدوم ابر اونکه در آسمون می ریزه اشک چشماش رو پشت بوم خونه کدوم بام بامی که ناودون داره خیس میشه وقتی بارون از آسمون می باره کدوم کدوم آسمون اون که به باغ و باغچه آفتاب میده وقتی که ابری میشه به غنچه …

ادامه مطلب ...

شعر کودکانه بهداشت

  برای ما بچه ها یه دوست خوبه بهداشت باید که دوست خوب و توی خونه نگه داشت مسواک و حوله باید چرا باشه همیشه؟ هرکس اینو بدونه هرگز مریض نمیشه قبل از غذا می شوریم دست و با آب و صابون تا میکروبا نباشن کنار سفره مهمون برای ما …

ادامه مطلب ...

ترانه کودکانه ماهی سرخ کوچولو

از راه دوری اومدی چشمه به چشمه جو به جو با باله های نازکت ماهی سرخ کوچولو دلت می خواست بزرگ بشی تو دریاها شنا کنی پایین بری بالا بیای موجا رو جابجا کنی بگو چی شد یه مرتبه افتادی تو تنگ بلور نباشه دستی که بخواد بمونی از ماهی …

ادامه مطلب ...

خورشید خانم

خورشید خانم دوباره مهمون خونه ماست مثل همیشه روشن مثل همیشه زیباست با دستای قشنگش ناز می کنه گلا رو وقتی گلا می خندن حس می کنم خدا رو گلای سرخ باغچه جون می گیرن دوباره خورشید موطلایی حرفای تازه داره کاشکی همیشه خورشید قصه برام بخونه حتی شبای تاریک …

ادامه مطلب ...

شعر کودکانه کتاب

 من یه کتاب دارم پر از گل و ستاره یه خونه عروسک هزار تا قصه داره کتاب خوشگل ما قصه می گه برامون قصه مادربزرگ تو شب های زمستون تو باغ قصه ما حیووانا مهربونن پرنده ها تو باغش با هم آواز می خونن هر کی کتاب می خونه اینو …

ادامه مطلب ...